سکونت در بلاد کفر، فقط برای آقازاده‌ها حلال است

احمد هاشمی، کارمند پیشین وزارت خارجه

بنابر احادیث و روایت‌های گوناگون، سکونت در دارالکفر (کشورهای غربی/ بلاد افرنگیّه) مورد نکوهش بوده و در زمره «گناهان کبیره» محسوب شده است. افزون بر این، روایت‌های مختلفی از خودداری از تعامل علما و امرای اسلام با کفار و هر چیز مرتبط با آنها وجود دارد؛ بطوری‌که در ابتدای ورود مدرنیته به دارالایمان، بسیاری از افکار، کالاها و فناوری‌های غربی، حرام اعلام شدند و صرفا پس از یافتن و بافتن یک توجیه شرعی بود که مدرنیته غربی توانست راه خود را هموار کند.

آشتی ناپذیری دارالاسلام و دارالکفر

از نظر تئوریک بین دارالاسلام و دارالکفر یک جنگ بی‌پایان در جریان است به این معنی که به لحاظ ایدئولوژیک و به اصطلاح فکری، عقیدتی و مکتبی نمی تواند بین این دو صلح و آشتی برقرار باشد. البته مقوله بینابین دیگری به نام  دارالعهد  (دارالامان) وجود دارد که به کشورهایی که با دارالاسلام (امت اسلامی) پیمان صلح بسته اند برقرار می‌باشد (به‌طور مثال کشورهای دوست و برادر چین، کره شمالی و ونزوئلا) ولی بیشتر جنبه تاکتیکی و موقتی دارد و با قدرت‌یابی مسلمانان، این موضوع نیز بطور اتوماتیک منتفی می‌شود و باید با آنها هم جنگید و به راه راست هدایت‌شان کرد.

چالش بین دارالاسلام و دارالکفر در رفتار فردی حکام و علمای اسلامی هم نمود داشته است. بطور مثال شاه طهماسب صفوی، در دیدار با اولین فرستاده ملکه بریتانیا، سربازانی را مامور کرد تا این ملعون انگلیسی را تا لب مرز همراهی کنند و بر جای پای او خاک بریزند تا تطهیر شود. (استفاده از سنگ و کلوخ برای تطهیر ناحیه مقدسه دُبُر هم دارای جایگاه ویژه ای است.)

این داستان بار دیگر تکرار شد و برای اینکه دستان امام خمینی با دستان پلید ادوارد شوارد نادزه کمونیست، تماسی نداشته باشد، حضرت دست مبارک خود را بر قسمت فوقانی ماتحت خود قرار داده و بدون خداحافظی و رعایت شئونات دیپلماتیک، جلسه را ترک کرد.

نکوهش مهاجرت به دارالکفر در روایات اسلامی 

بنابر آموزه‌های دینی، اخذ اقامت، گرین کارت، لاتاری، تقاضای پناهندگی سیاسی، فرصت مطالعاتی و سفر به دارالکفر به هر نحوی از انحاء منع شده است. در روایات آمده است که مسافرت كردن مسلمان از بلاد اسلام به بلاد كفر و اقامت در آنجا جایز نیست و از جمله گناهان کبیره است. در روایت دیگری آمده است هر كس بدون عذر از میان مسلمانان (دارالاسلام) خارج شود و به دارالكفر باز گردد، «مرتد» شناخته خواهد شد. در کتاب علل‌الشرایع هم اقامت در سرزمین کفر به دلیل آثار و تبعات منفی آن حرام دانسته شده است. شیخ صدوق می گوید: «اگر شخصى كاملاً به دین عارف و عالم باشد، باز جایز نیست كه با اهل جهل و كفر هم‌مسكن گردد و در بلاد مشركان متمركز شود، زیرا بیم آن هست كه وى به مرور از اعتقادات مذهبى دست كشیده و علم را رها نموده و با اهل كفر و جهل هم‌مرام شود و سپس به عقیده باطل مستمر بماند.»

از حلال کردن گوشت سگ تا حرام کردن گوشت مرغ

نقل است کله سحر، سگی پارس کنان بر سر راه یک ملا که به مسجد می رفت ظاهر شد؛ ملا خطاب به سگ گفت: «برو پی کارت که گوشتت را حلال می کنم تا نسلت برافتد!» نقطه مقابل این روایت هم با گران شدن گوشت مرغ در ایران اتفاق افتاد. سید احمد میرعمادی، امام جمعه خرم آباد با اشاره به اینکه مرغ همان پرنده‌ای است که نافرمانی حضرت نوح، را کرد و خدا هم بال پرواز کردن را از او گرفت، اینطور فتوا صادر کرد: «به نظر من خوردن گوشت مرغ مکروه می‌باشد. مخصوصا زمانی که دین اسلام با خطر کفار مواجه شود که دیگر حرام بودن آن قطعی است.»

این قصه سر دراز دارد که داستان حلال و حرام کردن و تحریم و تقدیس کردن چای و قند و توتون و تنباکو و ماهی فلس دار و دیگر پرندگان و چرندگان و جهندگان و شطرنج و رادیو و تلویزیون و موسیقی فقط چند مورد از آنهاست که برخی آن را «کلاه شرعی» می نامند و برخی دیگر نشانه ای از «فقه پویای شیعه» به حساب می آورندش.

درست است که علمای طراز اول اسلام، در کار کپی پیست کردن مهارت بالایی دارند و رساله های توضیح المسائل آنها تا ۹۵ درصد، کپی برداری از رساله های پیشینیان است. با این وجود، باید گفت قفلی وجود ندارد که فقه پویای شیعه، کلید گشودن آن را نداشته باشد. از این رو، بر مبنای آخرین تغییرات و دستاوردهای فقه پویای شیعه، کار و تحصیل و سکونت و تجارت و ثبت شرکت در بلاد کفر فقط برای خواص یعنی علما و فضلا و مسوولان جمهوری اسلامی و آقازادگان حلال است (که سایت تقاطع فقط به چند نفر از آنها اشاره کرده است) و حتی ملزومات فقهی برای زندگی نه تنها در دارالکفر، بلکه در قطب شمال و کره مریخ هم فراهم شده است.

در این چارچوب، برخی از روحانیون به اصطلاح پیشرو، با تلاش‌های بی‌وقفه خود، حتی احکام فقهی لازم برای زندگی در دارالکفر را هم تدوین کرده‌اند که کتاب «فقه برای غرب نشینان» آیت‌الله سیستانی از جمله آنها است. البته زندگی در این سرزمین ها برای عوام الناس و بنده‌زادگان، همچنان حرام محسوب شده و مستوجب پیگرد قانونی و عذاب اخروی می‌باشد.

در پایان باید گفت در نظام مترقی ولایت فقیه، اشتیاق برای سکونت در دارالکفر فقط محدود به افراد حزب‌اللهی، سبزاللهی، و بنفش اللهی نبوده و توسط دوستان شاه‌اللهی به مدت بیش از سه دهه مسبوق به سابقه است. علاوه بر این گروه‌ها، رفقای مارکس‌اللهی و لنین‌اللهی هم با وجود اینکه شبانه روز بر طبل مبارزه با امپریالیسم غرب به سرکردگی آمریکا می‌کوبند معمولا رغبتی به دارالامان (کشورهای دوست و برادر چین، کره شمالی و کوبا) نشان نداده و ترجیح می‌دهند راهی بلاد افرنگیّه شوند.