خلیفهگری آشوری کلدانی کاتولیک تهران با صدور فرمانی، ساختار دو کلیسای تاریخی «حضرت یوسف» و «مریم مقدس» را منحل و در یکدیگر ادغام کرد؛ اقدامی که بیش از یک تغییر اداری، سندی گویا از بحران جمعیتی و چالشهای بقای یکی از ریشهدارترین جوامع مسیحی ایران است.
«محبت نیوز»- صدور فرمانی تازه از سوی خلیفهگری آشوری کلدانی کاتولیک تهران، پرده از بحران عمیق جمعیتی و فشارهای فزاینده بر یکی از کهنترین جوامع مسیحی ایران برداشته است. بر اساس سندی که به دست آژانس خبری مسیحیان ایران رسیده، ساختار مستقل دو کلیسای نامآشنای پایتخت، «کلیسای حضرت یوسف» (مار یوسف) و «کلیسای حضرت مریم»، به طور رسمی منحل شده و تحت یک مدیریت واحد ادغام گردیدهاند؛ تصمیمی که بیش از آنکه اقدامی اداری باشد، نشانهای آشکار از کوچک شدن نگرانکننده جامعه آشوری کلدانی در ایران است.
پایان هویت مستقل دو کلیسا
در این حکم که به تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۲ صادر شده، با استناد به «نیازهای شبانی (Pastoral)» و قوانین کلیساهای شرق کاتولیک، اعلام شده است: «ساختار دو کلیسای محلی در شهر تهران لغو شده و هر دو به یک کلیسای واحد… تبدیل میگردند.»
این فرمان تأکید میکند که هدف از این کار «یکپارچهسازی فعالیتهای روحانی» و «جلوگیری از شکلگیری دو جماعت جداگانه» است. اما شواهد بیانگر آن است که استفاده از کلیدواژههایی مانند «وحدت مؤمنان»، تلاشی بی ثمر برای پوشاندن واقعیتی تلختر است: صندلیهای خالی.
یک منبع آگاه، در گفتگو با آژانس خبری مسیحیان ایران، ابعاد جدیدی از این تصمیم را روشن ساخت. به گفته این منبع فرمان خلیفهگری در عمل به معنای تعطیلی کامل «کلیسای حضرت یوسف» واقع در خیابان فرصت است و فقط یک ادغام اداری نیست. او تأکید کرد: «مدتهاست دیگر هیچ آئین عبادی در این کلیسا برگزار نمیشود و تمام مراسم، از جمله عشای ربانی، به کلیسای حضرت مریم در خیابان خرمشهر منتقل شده است.» این منبع همچنین فاش کرد که اسقف مسئول این مجموعه دیگر در تهران سکونت ندارد و به ارومیه نقل مکان کرده است. ادغام گروههای داخلی مانند «مجموعه بانوان قلب مقدس» دو کلیسا نیز گواه دیگری بر این پایان فعالیت کلیسا است. این منبع همچنین به قطع ارتباط شبانان با اعضای جامعه آشوری و کلدانی اشاره کرد و افزود: «روحانیون نه تنها دیدارهای دورهای از منازل اعضا را متوقف کردهاند، بلکه حتی برای اجرای مراسم تدفین در آرامستان نیز با اکراه حاضر میشوند.»
بحران جمعیت؛ عددهای نگرانکننده
جامعه آشوری کلدانی ایران که روزگاری از پویاترین بخشهای مسیحیت شرق به شمار میرفت، اکنون با چالش بقا دستوپنج نرم میکند. منابع غیررسمی، جمعیت آشوریان و کلدانیان باقیمانده در ایران را بین 1500 تا 4000 نفر تخمین میزنند. موجهای پیدرپی مهاجرت ناشی از تبعیضهای ساختاری، مشکلات اقتصادی و فقدان آزادیهای مدنی، باعث شده تا نگهداری و اداره دو کلیسای مجزا برای جمعیتی که روز به روز آب میرود، در عمل ناممکن شود. ادغام این دو کلیسا، اعترافی خاموش به این واقعیت است که دیگر «جماعتی» وجود ندارد که بتواند فضای دو کلیسا را پر کند.
«درهای بسته»؛ تناقض آشکار با روح مسیحیت
در حالی که کلیسای کاتولیک در سراسر جهان با شعار «درهای باز به روی همه» شناخته میشود و واتیکان همواره بر بشارت و پذیرش تأکید دارد، در ایران این رویکرد با سد آهنین نهادهای امنیتی برخورد کرده است. جامعه آشوری کلدانی به دلیل قرابت تاریخی و فرهنگی، به طور کامل با جامعه ایرانی درآمیخته است و زبان و فرهنگ مشترکی با بدنه جامعه دارد. همین «درآمیختگی» باعث شده تا حساسیتهای امنیتی حکومت نسبت به آنها دوچندان شود.
جمهوری اسلامی با وجود آنکه در قانون اساسی حقوقی را برای آشوریها و کلدانیها به رسمیت شناخته، اما در عمل با ایجاد محدودیتهای شدید (از جمله ممنوعیت ورود فارسیزبانان و نوکیشان به کلیساها و کنترل شدید مراسم)، در عمل راه تنفس این جامعه را بسته است. این فشارها باعث شده تا کلیساها از «مراکز عبادت و بشارت» به «جزایر محصور و کنترلشده» تبدیل شوند.
تمرکز قدرت در دست چهره نزدیک به حکومت
بخش دوم فرمان به انتصاب «خور اسقف وانیا سرگیز» به عنوان تنها مسئول کلیسای ادغام شده اختصاص دارد. این انتصاب از آن جهت حائز اهمیت است که وانیا سرگیز در میان فعالان و اعضای جامعه مسیحی، به داشتن روابط نزدیک با نهادهای حکومتی شهرت دارد. این تمرکز اختیارات در دستان یک فرد، همزمان دو پیام را مخابره میکند: نخست، بحران جدی کمبود کادر روحانی در ایران؛ و دوم، تقویت جایگاه چهرههای همسو با سیاستهای جمهوری اسلامی در مدیریت جامعه مسیحیان.
انحلال هویت مستقل کلیساهای «مار یوسف» و «مریم مقدس» و تبدیل آنها به یک واحد اداری، زنگ خطری جدی برای تنوع مذهبی در ایران است. این اتفاق نشان میدهد که سیاستهای فشار و حذف نرم، همراه با بحرانهای اقتصادی، جامعه مسیحیان ایران را به سمت نقطهای بیبازگشت سوق داده است؛ جایی که کلیساها نه به دلیل تغییر عقیده، بلکه به دلیل خالی شدن از اعضا، یکی پس از دیگری در هم ادغام شده و به تدریج خاموش میشوند.
تنها یک هفته پیش، «شارلی انویهتکیه»، نماینده مسیحیان آشوری و کلدانی در مجلس، طی سفری به واتیکان و در دیدار با مقامات کلیسای کاتولیک مدعی شد که حدود ۱۳۰ هزار مسیحی آشوری و ارمنی با ۳۸۰ کلیسای فعال تحت حمایت دولت در ایران زندگی میکنند. او با تأکید بر اینکه «مسیحیان در ایران تحت فشار نیستند و در امنیت و آرامش کامل زندگی میکنند»، هرگونه گزارش مغایر با این ادعا را «تبلیغات معاندین» خواند؛ ادعای آرامشی که با واقعیت تلخ صندلیهای خالی، تعطیلی کلیساها و خاموشی تدریجی یکی از کهنترین جوامع مسیحی ایران در تضاد آشکار قرار دارد.
