نوید ذره بین، بهایی بازداشت شده: این‌جا وطن من است، عاشقش هستم

جامعه جهانی بهایی در بیانیه‌ای اعلام کرد هم‌زمان با بحران ملی و سرکوب اعتراضات مردمی، بهاییان ایران با موج تازه‌ای از آزار و نفرت‌پراکنی هدفمند از سوی حکومت روبه‌رو شده‌اند. در این بیانیه به بازداشت شماری از شهروندان بهایی، اخذ اعترافات اجباری و انتشار اخبار جعلی در رسانه‌های حکومتی اشاره شده؛ اقدامی که با هدف مقصر جلوه دادن بهاییان در مشکلات کشور صورت گرفته است.

تاکنون بازداشت دست‌کم ۳۰ شهروند بهایی طی یک ماه گذشته گزارش شده است که شماری از آنان پس از مدتی آزاد شده‌اند. در میان بازداشت‌شدگان، «نوید ذره‌بین ایرانی»، هنرمند بهایی نیز قرار دارد که بنا بر گزارش‌ها، چهار هفته است در بازداشت به‌سر می‌برد.
نوید ذره‌بین کیست؟

نوید ذره‌بین، هنرمند و عکاس ایرانی، در خانواده‌ای بهایی در شهر مشهد متولد و بزرگ شد. او، مانند بسیاری از بهاییان هم‌نسل خود، از حق تحصیل در دانشگاه‌های ایران محروم ماند؛ محرومیتی ساختاری که سال‌ها است شهروندان بهایی را از دسترسی به آموزش عالی در کشور بازمی‌دارد.

با وجود فراهم بودن امکان ادامه تحصیل و زندگی در خارج از ایران، نوید ذره‌بین تصمیم گرفت وطن خود را ترک نکند. بنا به گفته نزدیکانش، دلبستگی عمیق او به ایران و علاقه‌اش به کار و زیستن در سرزمین مادری، دلیل اصلی این تصمیم بود؛ هرچند او به ‌خوبی آگاه بود که در زادگاهش به‌ واسطه اعتقادات مذهبی‌اش، به‌عنوان شهروندی درجه دو شناخته می‌شود.

نوید ذره‌بین فعالیت هنری خود را با خرید یک دوربین و ورود جدی به عرصه عکاسی آغاز کرد. او با وجود آگاهی از موانع و محدودیت‌هایی که به دلیل باورهای دینی‌اش در انتظارش بود، با اراده‌ای جدی مسیر عکاسی هنری را برگزید و کوشید زیبایی‌های سرزمین خود را از دریچه دوربین به تصویر بکشد. با این حال، به گفته یکی از نزدیکانش، او به دلیل بهایی بودن از نمایش آثارش در داخل ایران محروم بوده است.

سال‌ها مطالعه مستمر در حوزه عکاسی، تجربه‌اندوزی، سفر و ارتباط حرفه‌ای با عکاسان شناخته‌شده ایرانی و بین‌المللی، در کنار کار شبانه روزی جایگاه نوید را به‌عنوان یک عکاس مطرح تثبیت کرد. با وجود توانایی و شایستگی برای حضور در پروژه‌های سینمایی به‌عنوان عکاس، بهایی بودن مانعی جدی بر سر راه فعالیت حرفه‌ای او در این عرصه بود.

نوید ذره‌بین ایرانی همچنین هرگز اجازه عضویت در نهادهای صنفی و حرفه‌ای تحت نظارت دولت، از جمله «خانه سینما»، «انجمن ملی عکاسان ایران» و «خانه عکاسان ایران» را نیافت؛ محرومیتی که نمونه‌ای از تبعیض سیستماتیک علیه هنرمندان بهایی در ایران به شمار می‌رود.
بازداشت نوید ذره‌بین؛ بی‌خبری خانواده از وضعیت او

نوید ذره‌بین ایرانی، عکاس شناخته‌شده و شهروند بهایی، روز جمعه ۲۶ دی‌ماه در منزل شخصی خود در مشهد و در مقابل چشمان فرزند نوجوانش، توسط ماموران مسلح وزارت اطلاعات بازداشت شد. او از زمان بازداشت تاکنون در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد نگهداری می‌شود.

بی‌خبری خانواده از وضعیت پرونده و شرایط نگهداری نوید ذره‌بین، نگرانی‌های جدی درباره وضعیت او ایجاد کرده است. بر اساس اطلاعات رسیده، او احتمالاً همچنان در مرحله بازجویی و تحقیقات قرار دارد و تا این لحظه اجازه دسترسی به وکیل برای او فراهم نشده است؛ موضوعی که بر ابهام و بی‌اطلاعی خانواده افزوده است.

به گفته یکی از دوستانش، نوید ذره‌بین تاکنون تنها دو تماس تلفنی بسیار کوتاه، هرکدام کمتر از یک دقیقه، با خانواده‌اش داشته است. نخستین تماس پس از سه روز بی‌خبری کامل از وضعیت و محل نگهداری او برقرار شده و تماس دوم نیز چند روز بعد، پس از پیگیری‌ها و درخواست‌های مداوم خانواده، صورت گرفته است. آخرین تماس کوتاه وی روز سه‌شنبه ۷بهمن‌ماه با فرزندش بوده که آن هم بنا بر درخواست چند روز پیش پدر نوید، به دلیل دلتنگی و بی‌تابی نوه‌اش، برقرار شده است.

بنا به اظهار یکی از مسوولان پرونده او به خانواده ، در ابتدا برای نوید ذره‌بین قرار بازداشت موقت ۲۰ روزه صادر شده بود، اما با پایان این مدت، وی همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد نگهداری می‌شود و پس از چهار هفته، هنوز به زندان منتقل نشده است.

تنها اطلاعاتی که به خانواده ارائه شده، امنیتی بودن پرونده و طرح اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» علیه نوید ذره‌بین است. با توجه به عدم دسترسی او به وکیل و نبود امکان ارتباط مؤثر، در صورت وجود هرگونه اتهام احتمالی دیگری که نوید بابت آن تفهیم اتهام شده باشد، خانواده‌اش هیچ اطلاعی ندارند.

نوید ذره‌بین ایرانی در یک فایل صوتی منتشر شده در در شبکه‌های اجتماعی، با اشاره به دلبستگی عمیق خود به ایران گفته است: «خارج از ایران هویتی نداریم، مخصوصا من که متولد ۱۳۵۷ هستم و در آستانه پنجاه‌سالگی، تمام عمرم را در این کشور نفس کشیده‌ام و زندگی کرده‌ام. اگر خلقی در آثار و کارهای من صورت گرفته، در همین حس و اتمسفر بوده است؛ حسی که نسبت به ایران دارم. اینجا خانه‌ی من است، وطن من است و عاشقش هستم، اما حرف زدن درباره‌اش بسیار دشوار است.»

او در ادامه افزوده است: «به کشورهای زیادی سفر کرده‌ام و در برخی از آن‌ها مدتی زندگی کرده‌ام، اما نهایتا به ایران بازگشتم. در این خاک نفس می‌کشم و در همین اتمسفر زندگی می‌کنم. به‌عنوان یک ایرانی، و به‌عنوان کسی که ایران برایش کشوری مقدس است، عاشق ایرانم؛ دایره‌ی کلماتم پاسخ‌گو نیست.»