بریدن نان از سفره بهائیان؛ نامه سرگشاده یک شهروند بهایی به استاندار مازندران

خبرگزاری هرانا – یکی از شهروندان بهایی ساکن استان مازندران که محل کسب او همراه با تعداد پرشماری از دیگر بهاییان این استان پلمب شده به استاندارد این استان نامه ای سرگشاده نوشته است. وی دلیل این نوع نامه نگاری را عدم موفقیت در کسب فرصت ملاقات با این مقام مسئول عنوان داشته است. این شهروند بهایی در قسمتی از نامه خود آورده است “بستن مغازه های اشخاص زحمت کش وصدیقی چون بهاییان که صرفا به دلیل اعتقادشان به آیین بهایی ، مشمول چنین مجازات هایی می شوند – که درجهان امروز منحصربفرد به نظرمی رسد – نه تنها برخلاف همه ی قوانین حقوق بشری و میثاق های بین المللی – که مورد قبول ایران نیز قرار گرفته – می باشد بلکه از نظر قوانین داخلی و شرع مبین اسلام نیز دررابطه با حقوق شهروندی مخالفت و مغایرت تام داشته و دارد.

متن کامل این نامه که برای انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته را در ادامه بخوانید.

“بنام خدا

محضر استاندار محترم مازندران جناب دکتر فلاح جلودار

رونوشت: به مراجع و مقامات مافوق

موضوع: پلمب بیش از صد مغازه بهائیان در استان مازندران

جناب استاندار محترم ،اینجانب یکی از شهروندان این استان با کمال ادب واحترام محضر آن مقام عالی ، قبل از هر چیز معروض میدارم که ای کاش به چند تن از ما بهائیان که بیش از دو ماه از پلمب غیر قانونیمحل کسب معاشمان میگذرد اجازه می دادید که حضورا خدمت رسیده و شکوه هایمان را که از اعمال و رفتارهای غیر قانونی و تحقیر آمیز بعضی از مسئولین این استان در دلها انباشته شده با شما در میان می گذاشتیم .

ولی از آنجاکه تا حال چنین اجازه ای از جانب آن مقام محترم دریافت نکرده ایم وبه قول معروف: “دست ما کوتاه و خرما بر نخیل”

لذا چاره ای نبود جز اینکه از این طریق به دادخواهی وتظلم اقدام نمائیم که شاید مسلمانی در حق ما مسلمانی کند واز راه لطف ورأفت اسلامی – که این روزها همچون اکسیر احمرنایاب شده وقابل مشاهده نیست – منویات قلبی ما را به حضرتعالی ابلاغ نماید.

چه که همه اذعان دارند به اینکه آن مقام عالی، بیش از هر شخصیت محترمی در این استان ، مسئول همه آنچه بر سر شهروندانتان می آید بوده وهستید و امید است که مشغله های زیاد این بیان انذار آمیز حضرت علی (ع) را از یاد وخاطرمبارک نبرده باشد که در نهج البلاغه خطاب به یکی از حکام مسلمان می فرمایند:

“کوچکترین آزاری که از دستعمال تو در هر گوشه ای از کشور بر دیگران وارد آید ، نخستین گناه آن بر تونویسند.”

تا آنجا که حضرت علی (ع ) نفس ِمبارک خویش را نیزمستثنی ندانسته ودر قسمت دیگری ازنهج البلاغه می فرمایند:

“مرا به روز قیامت از تمام کسانی که تحت حکومت من زندگی می کنند خواهند پرسید.”

یقینا بهائیان دراین عصر و زمان ،از جمله همان شهروندان بی دفاعی هستند که گروهی از افراد متعصب وقانون گریز که ادعا می کنندخود ، “نفس قانونند “ویا معتقد به پدیده ای تازه بنام “فراقانونی” شده اند به هر ترفندی که شده می خواهند بهائیان را (که نه آزادی بیان دارند تا از خود در رسانه های عمومی دفاع کنند ونه در این مدت کسی به تظلم هایشان توجّه ای نموده است)،اشخاصی متخلف ومجرم در جامعه معرفی کنند ودر این راستا از هیچ تهمت وافترائی نیز ابائی نداشته وندارند. چنانچه بر روی درب تعدادی از مغازه های پلمپ شده برچسبی قرار داده اند مبنی بر اینکه :

” این واحد کسب بعلت تخلف صنفی پلمپ شده است ” که کذب چنین ادعائی در مراجع قانونی و بی طرف براحتی قابل اثبات بوده و است .

حال اگرآن مقام محترم به مصداق بیانات آن مرجع معصوم ، تصورمی فرمائید که ممکن است روزی از آنجناب نیز در باره آنچه که بر سر گروهی از شهروندان این استان – صرفا بدلیل اجرای فرائض دینی شان – آمده است سئوال نمایند بد نیست به شکوه ها و دادخواهی های آنان بذل توجه ای خاص مبذول داشته وانشاءالله در صدد احقاق حقوق مسلوبه این گروه از شهروندان تان که جز خداپناهگاهی ندارند، حرکتی ماندگار و تاریخی فرمائید .

چه که امروزه اکثراندیشمندان ونوع دوستان جهان وآنانکه رعایت حقوق بشرراشاخص انسانیت وعامل مهم در رفع کدورتها واختلافات مابین ابناء بشر میدانند ، واقف وآگاهند که در طول ۳۸ سال اخیر بعضی از مامورین و مسئولین در رده های مختلف – برخلاف تمام مسائل مطرح شده در قوانین حقوق بشریِ ایران و جهان با انتشار انواع واقسام تهمتها و اتهامات ناروا ، پیوسته درمسیرظلم و ستم و اذیت و آزار نسبت به بهاییان مظلوم و بی دفاع حرکت نموده واز هیچ اقدام خصمانه ای فروگذار نکرده و نمی کنند .

البته آنگونه که تجربه شده این گروه از مسئولین که ظاهرا به دلیل تعصبات مذهبی و یا عدم آگاهی صحیح از آموزه های بهائی – پیوسته درمسیر ” بهائی ستیزی ” گام بر می دارند ، وقتی متوجه شده اند که فشارهای سه – چهار دهه اخیر، نتیجه ای جز انتشار هر چه بیشتر آئین بهائی در عرصه جهانی نداشته است (نظیر: کشتن بیش از ۲۳۰ تن از بهائیان سرشناس درسالهای اول انقلاب و اخراج همه ی بهائیان از ادارات دولتی و وزارتخانه ها ونیز اخراج دانشجویان و اساتید بهائی از دانشگاهها…)

لذا در آخرین حربه ای که به تصورشان موثر و کاری به نظر می رسد یعنی ” به بریدن نان از سفره بهائیان “روی آورده و اقدام به بستن و پلمپ مغازه هایشان نموده اند که چنین اقدامات خصمانه ای نیز ، قطعیا جز نفرت و بیزاریِ کسانی که در جریان آن قرار گرفته و میگیرند ، نتیجه ی دیگری نخواهد داشت و پر واضح است که بدین وسیله خود ،بزرگترین ضربه را بر آبرو و حیثیت ایران و اسلام وارد آورده و چهره ای خشن از خود به نمایش میگذارند. چون کمتر روزی است که بعضی ازفرهیختگان واندیشمندان ایران و جهان از طرق مختلف در مذمت این نوع رفتارها، قلم فرسایی نکرده و فریاداعتراض شان به گوش سازمان های جهانی حقوق بشر نرسیده باشد .

زیرا بستن مغازه های اشخاص زحمت کش وصدیقی چون بهاییان که صرفا به دلیل اعتقادشان به آیین بهایی ، مشمول چنین مجازات هایی می شوند – که درجهان امروز منحصربفرد به نظرمی رسد – نه تنها برخلاف همه ی قوانین حقوق بشری و میثاق های بین المللی – که مورد قبول ایران نیز قرار گرفته – می باشد بلکه از نظر قوانین داخلی و شرع مبین اسلام نیز دررابطه با حقوق شهروندی مخالفت و مغایرت تام داشته و دارد.

اما مطلب قابل ذکر و مهم دیگرآنکه ما بهائیان بدلایل اعتقادی خویشبرخود واجب می دانیم که در هر کشوری که زندگی می کنیم از قوانین مدنی و اجتماعی آن مملکت – البته تا آنجا که خلاف مسائل روحانی و وجدانی ما نباشد – اطاعت نموده و خدمات صادقانه ای به همه ی مردم جهان بالاخص به هموطنان عزیزمان در ایران نمائیم . واگر چه همین قوانین موجوده درایران ، ما بهائیان را از بسیاری ازحقوقفردی و اجتمائی و انسانی ( نظیر: آزادی بیان ، رفتن بدانشگاها ، اشتغال در ادارات دولتی و وزارتخانه ها ونظایرآن ( منع می کند ولی ما بهائیان از مسئولین محترم نظام تا زمان تغیریا اصلاح این نوع اصول و قوانین ،چیزی فراتر از آنچه که فعلا در قانون به عنوان ” حقوق شهروندی “یا به اصطلاح فقه اسلامی به عنوان ” حقوق مردمی یا حقوق رعایا ” مطرح شده است نمی خواهیم که امروز یکی از نمونه های بارزو قید شده در این قوانین ، داشتن شغلی مناسب و کسب مالی حلال برای همه ی ملت ایران از هر دین و مذهب و قومی می باشد که همیشه جزو حقوق اولیه در قانون و شرع مبین اسلام محسوب بوده و هست که انشاءالله در فرصتی دیگر راجع به هر یک ازآنها ونادیده گرفتن شان از طرف گروهی از مامورین و مسئولین مربوطه بطورمدلل و مستدل گفتگو خواهد شد و بیان اینهمه ، صرفا به این دلیل است که مسئولین محترم بدانند که بهائیان با علم وآگاهی به حقوق قانونی و شرعی خویش ،۳۸ سال صبر نموده وجزتظلم و دادخواهی هیچ اقدام غیرقانونی انجام نداده و قطعیا نخواهند داد چه که راهی جز این را خلاف اعتقادات خویش می دانند .(دراجرای عدالت موید باشید .)”

هویت نویسنده نزد خبرگزاری هرانا محفوظ است