گزارش ‪ نقض حقوق پیروان ادیان فروردین 1393

g0کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان

گزارش ‪ نقض حقوق پیروان ادیان فروردین  1393‬‬‬‬‬‬

تهیه و تنظیم: فرشيد شهيدی كاويانی- حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی

 ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر

هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره‌مند شود. این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می‌باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هرکس می‌تواند از این حقوق یا مجتمعاً به‌طور خصوصی یا به‌طور عمومی برخوردار باشد.

گزارش پیش رو دربردارنده اطلاعات آماری نقض حقوق اقلیت‌های دینی در ایران تا پایان فروردین ماه 1393 شمسی است. این گزارش به‌صورت آماری-تحلیلی ارائه می‌شود، مسلماً به دلیل عدم اجازه دولت ایران به مدافعان حقوق بشر جهت فعالیت به‌خصوص در حوزه گزارشگری نقض حقوق بشر و همین‌طور ممانعت از گردش آزاد اطلاعات و بالطبع به رسمیت نشناختن حوزه مستقل در فعالیت‌های مدنی از سوی دولت ایران، در حال حاضر مسئله گزارشگری، امری دشوار و خطیر با محدودیت‌های فراوان در ایران محسوب می‌شود. در چنین شرایطی بدیهی است مدافعان حقوق بشر علیرغم دشواری بسیار، تنها می‌توانند حجم بسیار اندکی از نقض گسترده حقوق بشر در ایران را دیده‌بانی کرده و یا امکان تحقیق و مستند کردن در رابطه با گزارش‌های سایر گروه‌ها و رسانه‌ها را بیابند. ادامه‌ی مطلب

گزارش ‪ نقض حقوق پیروان ادیان اسفند 1392‬‬‬

g0کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان

گزارش ‪ نقض حقوق پیروان ادیان اسفند 1392‬‬‬‬‬‬

تهیه و تنظیم: فرشيد شهيدی كاويانی

 ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر

هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره‌مند شود. این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می‌باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هرکس می‌تواند از این حقوق یا مجتمعاً به‌طور خصوصی یا به‌طور عمومی برخوردار باشد.

گزارش پیش رو دربردارنده اطلاعات آماری نقض حقوق اقلیت‌های دینی در ایران تا پایان اسفندماه 1392 شمسی است. این گزارش به‌صورت آماری-تحلیلی ارائه می‌شود، مسلماً به دلیل عدم اجازه دولت ایران به مدافعان حقوق بشر جهت فعالیت به‌خصوص در حوزه گزارشگری نقض حقوق بشر و همین‌طور ممانعت از گردش آزاد اطلاعات و بالطبع به رسمیت نشناختن حوزه مستقل در فعالیت‌های مدنی از سوی دولت ایران، در حال حاضر مسئله گزارشگری، امری دشوار و خطیر با محدودیت‌های فراوان در ایران محسوب می‌شود. در چنین شرایطی بدیهی است مدافعان حقوق بشر علیرغم دشواری بسیار، تنها می‌توانند حجم بسیار اندکی از نقض گسترده حقوق بشر در ایران را دیده‌بانی کرده و یا امکان تحقیق و مستند کردن در رابطه با گزارش‌های سایر گروه‌ها و رسانه‌ها را بیابند. ادامه‌ی مطلب

ممانعت از اعزام یکی از رهبران جامعه بهایی به بیمارستان

ارسال خبر توسطعلی محمدی   Ali Mohammadi

روز دوشنبه در حالیکه قرار بود سعید رضایی یکی از اعضائ هیات مدیره جامعه بهاییان ایران که به ناراحتی قلبی دچار است به بیمارستان پارس اعزام گرددبه جهت اجبار در پوشاندن لباس زندان و زدن پابند از طرف مسئولین زندان رجایی شهر و نپذیرفتن وی از اعزام او جلوگیری به عمل آمد. این عضو ۵۷ ساله که چندی پیش عمل قلب انجام داده است عواقب ناشی از این مساله را متوجه مسئولین زندان دانسته و در صورت جلسه‌ای که در شعبه اعزام رسما تنظیم شده خواستار رسیدگی به این موضوع شده است. لازم به ذکر است دربند زندانیان سیاسی، عقیدتی زندان رجایی شهر تا کنون ۵ نفر به خاطر مسایل مشابهی جان خود را از دست داده‌اند.

آقای محمد جواد لاریجانی

شما چندی پیش اعلام کردید «ما در ایران زندانی بهایی نداریم و بهایی محروم از تحصیل نداریم» این سخنان شما را در تضادی آشکار با زندگی خود دیدم و بر آن شدم تا واقعیت‌های زندگی را که با تمام وجود لمس کرده‌ام و طعم نابرابری در آن را چشیده‌ام برایتان بازگو کنم.

من مه‌شان کارگر در یک خانواده بهایی متولد شدم. وقتی خاطرات کودکی‌ام را مرور می‌کنم پدرم قدرت ا… کارگر را به یاد می‌آورم که نوزده سال معلم مدرسه بود.

در خرداد سال ۵۹ وقتی یک روز از مدرسه به خانه بازگشت کاغذی در دست داشت که در آن تصریح شده بود به علت بهایی بودن از کار اخراج شده است. پس از آن پدرم تلاش کرد در بحبوحهٔ جنگ راه دیگری برای امرار معاش خانواده پیدا کند.

مهر سال ۶۲ بود که پاسداران انقلاب با حکم بازداشت پدرم به جرم بهایی بودن وارد خانه‌مان شدند و تمام کتب و نشانه‌های مذهبی را جمع کرده و همراه پدرم با خود بردند.

مادر ماند و بار مسئولیت خانواده؛ من، دو خواهرم و فرزندی که باردار بود. حال باید این بار را تنها به دوش می‌کشید.

دو سال و نیم از دوران کودکی‌ام را برای دیدن هفتگی پدر در سالن ملاقات زندان وکیل آباد مشهد با سایر دوستان بهایی‌ام که آن‌ها هم برای دیدن پدرانشان می‌آمدند گذراندم. اما یک روز نگین و نازی پردل به ملاقات نیامدند. وقتی پرسیدم چرا این دفعه نیامده‌اند؟ گفتند پدرشان را به خاطر اینکه از دیانت بهایی تبری نکرده و مسلمان نشده اعدام کرده‌اند.

نمی‌توانم احساسم در آن روز را بیان کنم، ترس از دست دادن احتمالی پدرم یا اندوه برای از دست دادن پدر دوستانم تا این اندازه دیگران را می‌آزارد؟

بالاخره پدر آزاد شد و به مدرسه بازگشت اما این بار به عنوان راننده سرویس.

سال چهارم دبیرستان هم کلاس‌هایم خود را برای کنکور آماده می‌کردند و من شاهد ثبت نام آنان و پر کردن فرم‌های دانشگاهی بودم فرم‌ها گزینه مذهب داشت و من نه به صرف بهایی‌زاده بودن بلکه به انتخاب خودم در ستون مذهب فرم، نوشتم بهایی و به همین دلیل کارت ورود به جلسه کنکور برایم صادر نشد.

هم کلاسی‌هایم می‌پرسیدند چرا دولت با دانشگاه رفتن بهاییان مخالف است؟ من هنوز پاسخی برای این سوال ندارم.

ازدواج کردم و تشکیل خانواده دادم. همسرم سیامک صدری هم تجربه‌ای مشابه داشت. او در کودکی پدر خود را از دست داده بود. مادرش بهیه سعید نیا که کارمند ارشد اداره کشاورزی بود با حکم دولت به علت بهایی بودن از کار اخراج شده بود و با خیاطی گذران زندگی می‌کرد. دایی‌اش میرزا مهدی سعید نیا که برایش مثل پدر بود به جرم بهایی بودن به زندان افتاد. پدرش در گلستان جاوید برده و دفن شده بود اما پس از چندی آنجا را تخریب کردند و حتا سنگ قبری برای ادای احترام باقی نگذاشتند، با حکم آیت ا… صدوقی تمامی بهاییان یزد و فرزندانشان ممنوع المعامله شدند.

همسرم که در آن زمان ۹ سال داشت از این حکم بی‌نصیب نماند و هنوز این حکم به قوت خود باقی است. چناچه در سال ۹۰، شعبه دوم دادگاه انقلاب یزد به درخواست رفع ممنوع المعامله گی وی چنین پاسخ داد: بنا بر نظر اداره اطلاعات یزد در خواست شما پذیرفته نمی‌شود.

همسرم در اردیبهشت سال ۶۳در مقطع پنجم دبستان در کرمان درس خوانده به صورت متفرقه به همراه افرادی که بعضی هم مثل پدرش بودند امتحان داد. او هم در ستون مذهب فرم‌های دانشگاه، بهایی نوشت و به دانشگاه راه نیافت، اما همواره در فکر خدمت به مردم و آبادانی کشورش بود.

در آبان سال نود و یک ماموران اداره اطلاعات گرگان همسرم را به جرم کمک به سایر بهاییان جلوی چشم فرزندانم در خانه بازداشت کردند. اردلان پسر یازده و انوشا دختر هشت ساله‌ام شاهد بردن پدر از خانه بودند. این بار زندگی کودکی‌ام برای فرزندانم تکرار شد.

اکنون ما برای ملاقات پدرشان که نه تنها زندانی بلکه به صورت غیر قانونی تبعید شده، هر هفته از محل زندگیمان گرگان به رجایی شهر کرج با حدود ۴۷۰ کیلومتر فاصله، سفر می‌کنیم.

حالا فرزندانم رنج‌های مرا در مورد پدرم و من و رنج‌های مادرم در نبود همسرش را تجربه می‌کنیم.

این را به صراحت می‌گویم؛ همسرم را بدون دلیل قانونی و فقط به جرم بهایی بودن زندانی کرده‌اند. او می‌گفت در پایان دادگاه ۸ دقیقه‌ای که در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد پس از رد ادعاهای فاقد مدرک نماینده دادستانی توسط همسرم، قاضی از وی پرسیده آیا بهایی هستی؟ او جواب داده بلی، قاضی گفته همین که بهایی هستی و فعال برای من کافی است و به همسرم ۵ سال حکم زندان داده شد و من شاهد دلتنگی‌ها و اشک‌های شبانه کودکانم هستم که باید دوری پدرشان را به خاطر حکمی ناعادلانه تحمل کنند.

اکنون دخترم هم در ذهن کوچکش کنکاش می‌کند. چرا بهایی بودن پدر آن قدر دولت مردان کشورم را می‌آزاراد؟

از خودم می‌پرسم، آیا فرزندانم تجربه‌های ما را تکرار خواهند کرد؟ آیا آن‌ها نیز به خاطر بهایی بودن از ورود به دانشگاه منع خواهند شد؟ با خودم می‌گویم چه خوب می‌شد اگر فرزندانم بدون نگرانی از آینده با برخورداری از حقوق برابر شهروندی بتوانند تحصیل، کار و زندگی کنند و در کنار سایر ایرانیان آنچه در توان دارند برای آبادانی کشور عزیزمان ایران صرف نمایند.

آقای لاریجانی شما اعلام نمودید «ما در ایران زندانی بهایی نداریم و بهایی محروم از تحصیل نداریم» بیایید به واقع این ادعا را عملی کنید.

بیایید تاریخ را جور دیگر رقم زنید. تا خاطرات کودکانمان پر باشد از شادی و برابری، تا این سر آغازی باشد برای برخورداری همه ایرانیان از حقوق برابر شهروندی فارغ از‌نژاد، دین و مذهب.

مه‌شان کارگر ۲۸/۲/۱۳۹۳

احضار زانیار مرادی، زندانی اعدامی به دادگاه

 ارسال خبر توsط فاطمه تابع بردبار    Fatemeh Tabe Bordbar 

 زانیار مرادی زندانی سیاسی محکوم به اعدام برای صبح سه‌شنبه به دادگاه فراخوانده شد. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زانیار مرادی زندانی سیاسی محکوم به اعدام در سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج برای صبح سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ماه به دادگاه فراخوانده شد. اقبال مرادی پدر این زندانی سیاسی به گزارشگر هرانا گفت: «بلندگوی بند زانیار را برای دادگاه خوانده است. ما نمی‌دانیم دلیل این احضار به دادگاه چیست چون قرار بوده لقمان مرادی و زانیار ۱ مرداد به دادگاه اعزام شود.» ادامه‌ی مطلب

ﺍﺳﺘﻤﺪﺍﺩ ﺧﻮﺍهی ۷ ﺯﻧﺪﺍنی ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺑﻴﻦ ﺍلمللی ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮی ﻭ ﻭﻛﻼی ﻣﺴﺘﻘﻞ

 ارسال خبر توسط فاطمه تابع بردبار    Fatemeh Tabe Bordbar
ﺿﻤﻦ ﻋﺮﺽ ﺍﺩﺏ ﻭ ﻛﻤﺎﻝ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺯ ﺗﻤﺎمی ﻧﻬﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﻛﻤﻴﺘﻪ ﻫﺎی ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮی ﻛﻪ ﺗﺎ بهﺤﺎﻝ ﺟﻬﺖ ﺑﻪ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻣﺎ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺍﻗﺪﺍﻣﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﻋﺮﺽ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﺎ ۷ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﺳﺎﻣﯽ ( ﺍﯾﻮﺏ ﮐﺮﯾﻤﯽ، ﺍﻧﻮﺭ ﺧﻀﺮﯼ، ﺩﺍﻭﺩ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ، ﻗﺎﺳﻢ ﺁﺑﺴﺘﻪ، ﮐﺎﻣﺮﺍﻥ ﺷﯿﺨﻪ، ﺧﺴﺮﻭ ﺑﺸﺎﺭﺕ ﻭ فرهاد ﺳﻠﯿﻤﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ۱۶/۹/۱۳۸۸ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﺫﺭ ﺑﺎﯾﺠﺎﻥ ﻏﺮﺑﯽ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﻣﻬﺎﺑﺎﺩ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﺯﻝ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺧﺼﻮﺻﺎ ﺍﻧﻮﺭ، ﻗﺎﺳﻢ، ﮐﺎﻣﺮﺍﻥ ﻭ ﺧﺴﺮﻭ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﺱ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺘﮕﺎﻩ ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪﯾﻢ ﻭ ﺗﺎ ﺑﺤﺎﻝ ۵ ﺳﺎﻝ ﺑﻼﺗﮑﻠﯿﻒ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍن‌های ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ.

ﻋﻠﯽ ﺭﻏﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻣﺮﺍﺟﻊ ﺫﯾﺮﺑﻂ ﻣﮑﺎﺗﺒﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﻭ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻋﻼﻡ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻣﺎﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﻣﺎ ﺭﺍ ﭼﻨﺪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺯﯾﺮ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺟﺴﻤﯽ، ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﯽ ( ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﺍﻧﻮﺭ ﺣﻀﺮﯼ، ﺩر ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻭﯼ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﻫﻮﺵ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﺭﻧﮕﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ) ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﻓﺎﺕ ﻭﺍﻫﯽ ﻭ ﻣﻬﺮ ﻭ ﺍﻣﻀﺎ ﺑﺮﮔﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺤﺘﻮﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯿﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﯾﮏ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺘﻬﻤﺎﻥ ﺁﻥ ﺑﻨﺎﻣﻬﺎﯼ ﻭﻟﯽ ﻣﺼﻄﻔﯽ ﺧﺎﻧﯽ ﻭ ﺷﺎﻫﻮ ﮔﻮﺷﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۸۷ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺑﺰﻩ ﺍﻧﺘﺴﺎﺑﯽ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺣﮑﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﺻﺎﺩﺭ ﻭ ﻗﻄﻌﯽ ﮔﺮﺩﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ۸ ﻧﻔﺮ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﺧﯿﺮﺍ ﺑﻪ ﺷﻌﺒﻪ ۶ ﺑﺎﺯﭘﺮﺳﯽ ﺩﺍﺩﺳﺮﺍﯼ ﺍﻭﯾﻦ آﻣﺪﻩ ﻭ ﺑﺮ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﻣﺎ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺳﺎﻝ۸۹ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺭﮊﻩ ﻣﻬﺎﺑﺎﺩ، ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ﮐﻞ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺤﺴﻨﯽ ﺍﮊﻩ ﺍﯼ ﻭ ﻭﺯﯾﺮ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺤﻤﺪ ﻧﺠﺎﺭ ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ ﻭ ﺟﺮﺍﯾﺪ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﮐﺎﺭ ﺳﻨﯽ ﻫﺎﯼ ﮐﺮﺩ ﺗﻨﺪﺭﻭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﻮﺩ، ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺑﺮ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ به ﺘﺎﺧﯿﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺘﻬﻤﯿﻦ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺍﺩﺳﺮﺍ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺮ ﺑﯿﮕﻨﺎﻫﯽ ﻣﺎ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﺣﺎﻻ ﻣﺎ ﺣﺪﻭﺩ ۵ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻔﻬﯿﻢ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺩﺭ ﻣﺮﺟﻊ ﺫﯼ ﺻﻼﺡ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺗﻬﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺩﺭ ﮐﻨﺞ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺳﭙﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﻓﺸﺎﺭ ﺭﻭﺣﯽ، ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻣﻀﺎﻋﻒ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻟﺬﺍ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮﯼ ﻭ ﻭﮐﻼﯼ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺗﻘﺎﺿﺎﻣﻨﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻣﺎ ﻗﺮﺑﺎﻧﯿﺎﻥ ﺳﯿﺎﺳﺘﻬﺎﯼ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ،ﺗﻮﺟﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ کنند ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﺎﻧﺪﻥ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﻄﻠﻮﺑﯽ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﻧﮑﻨﻨﺪ.

ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﺗﺸﮑﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ۷ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﮐﺮﺩ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ
ﺧﺴﺮﻭ ﺑﺸﺎﺭﺕ، ﮐﺎﻣﺮﺍﻥ ﺷﯿﺨﻪ، ﺍﻧﻮﺭ ﺧﻀﺮﯼ، ﺍﯾﻮﺏ ﮐﺮﯾﻤﯽ، ﺳﯿﺪﻗﺎﺳﻢ ﺍﺑﺴﺘﻪ، ﺳﯿﺪ ﺩﺍﻭﺩ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ و ﻓﺮﻫﺎﺩ ﺳﻠﯿﻤﯽ

هراس مراجع شیعه از افزایش جمعیت سنی‌مذهبان

ارسال خبر توسط فاطمه تابع بردبار    Fatemeh Tabe Bordbar     .

برخی مراجع شیعه در ایران درباره “افزایش توقع و جمعیت اهل سنت” هشدار دادند. این موضوع با اعتراض علمای سنی روبه‌رو شد. به گزارش «محبت نیوز» به نقل از خبرگزاری آلمان، ناصر مکارم شیرازی، از روحانیان صاحب نفوذ حوزه علمیه قم، چهارم اردیبهشت ۱۳۹۳ در جمع اعضای هیات رئیسه دانشگاه پیام نور تهران از “اصرار در استخدام اهل سنت” انتقاد کرد و گفت که “اساتید شیعه” باید در دانشگاه‌های ایران عضو هیأت علمی باشند. وی تاکید کرد: «روشی هم که اخیرن دولت در برخی امور به دنبال آن است راه به مقصد نمی‌رساند و تجربه نشان داده که اگر در حد معمول کار کنیم توقعات هم محدود می‌شوند، ولی اگر به توقعات دامن بزنیم بیشتر شده و فردا به دنبال وکیل و وزیر و رئیس جمهور هم خواهند بود.» ادامه‌ی مطلب

پلمب یک مسجد اهل‌سنت در تالش

 یک مسجد اهل‌سنت در تالش که ۶ سال از فعالیتش می‌گذرد توسط نیروهای امنیتی پلمب شد. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مسجد رضوانشهر تالش صبح روز سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ماه توسط نیروهای امنیتی پلمب شد. یک منبع مطلع در این خصوص به گزارشگر هرانا گفت: «این مسجد ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺪﺍﺩﻥ ﻣﺠﻮﺯ ﺳﺎﺧﺖ ﻣﺴﺠﺪ به اهل‌سنت ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺗﺎﻟﺶ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺎ ﻣﺠﻮﺯ ﻣﺴﮑﻮﻧﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ۶ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺁﻥ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ اما نیرو‌های امنیتی و انتظامی آن را پلمب کردند.» گفتنی است، در بسیاری از شهرهای شیعه نشین از جمله تهران شهروندان سنی از حق داشتن مسجد مخصوص خود محروم هستند.

اخبار جامعه بهایی در اردیبهشت ماه ۱۳۹۳

 ارسال خبر توسط فاطمه تابع بردبار    Fatemeh Tabe Bordbar   

اسلام ناب به وهابی ها عرضه نشده است / با خواندن الغدیر، علامه امینی را دروغگو خطاب کردم

ارسال خبر توسط فاطمه تابع بردبار    Fatemeh Tabe Bordbar     

به گزارش خبرآنلاین، برنامه شب آسمانی شبکه قرآن و معارف سیما با حضور حمید شیرانی، وهابی شیعه شده به چگونگی تغییر مذهب و عقاید وهابیت پرداخت. شیرانی در این برنامه به نکاتی اشاره کرد که در ادامه می خوانید.

* وهابیون هدفشان این است که جمعیت را به سمت خودشان بکشند و بیشترین کسانی که مستعد هستند به سمت وهابیت کشیده شوند اهل سنت هستند برای همین است که وهابیون اهل سنت را به ظاهر برادر خود می‌دانند تا جمعیت عظیمی را با خود متحد کنند در حالی که در باطن نسبت به اهل سنت نیز کینه‌ زیادی دارند و خون آنها را مباح می‌دانند، حتی وهابیت زن های اهل سنت را حلال می‌دانستند. ادامه‌ی مطلب

برنامه ی برگزاری نمایشگاه زنان ایران توسط امنستی

Plakat_IranExhibition_Burgdorf_RZ (2)قلب ایران می طپد